السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

107

فرحة الغري ( فارسي )

به تو آورده‌ام تا از آتش جهنّم كه مستحقّ آن شده‌ام به سبب ستمهايى كه بر نفس خود كرده‌ام خلاص شوم و رهائى يابم ؛ به درگاه تو آمده‌ام در حالتى كه از هر كه غير تو است بريده‌ام و به تو پناه آورده‌ام و به ولىّ تو كه خليفهء تو است بعد از تو كه آن حضرت امام حسن است با باقى حضرات ائمّه معصومين - صلوات الله عليهم - كه همه فرزندان خلف تواند ، كه تا مبارك شود حق بر من و بر عالميان - و در تهذيب « على تزكية الحق » است ، يعنى خليفهء تو است يا خلفاى تواند بر آنكه نگذارند كه حقّ خدا و رسول ضايع شود و تا مردمان را به مذهب حق بخوانند و باطلى را كه ممزوج كرده‌اند به حق آن باطل را بر هم زنند و حق را از شوب باطل پاك كنند - ؛ پس دل من منقاد مذهب حق شماست يا آنكه در دل خود قرار داده‌ام كه متابعت حق كنم و كار من تابع فرمان شماست كه هر چه بفرمائيد چنان كنم و يارى من مهيّاست از جهت شما و من بندهء خداوندم و مولى و آزاد كردهء شماام يا دوست شماام يا فرمانبردار شماام در اطاعت شما و به درگاه شما آمده‌ام و غرضم آنست كه كامل شود منزلتم نزد حق - سبحانه و تعالى - ، و تو از آن جماعتى كه حق - سبحانه و تعالى - مرا امر فرموده است كه خود را در بندگى شما بدارم ، و ترغيب نموده است مرا به نيكى كردن به شما ، و مرا راهنمائى كرده است بر فضيلت شما بر عالميان ، و هدايت كرده است مرا بر دوستى شما و ترغيب نموده است مرا كه به درگاه شما آيم و شما را شفيع خود گردانم نزد او و ملهم ساخته است مرا كه حاجات خود را به نزد شما آورم . شما جمعيد كه هر كه تولَّا به شما كند سعادتمند مىشود و كسى كه محبّت شما دارد زيان نكرده است و كسى كه دشمن شماست سعادتمند نمىشود . پناهى نمىيابم از جهت پناه بردن نزد او كه از جهت من بهتر از شما باشد ؛ شما اهل بيت رحمتيد و شما ستونهاى دينيد و اركان زمينيد و شجرهء طيّبه‌ايد . خداوندا ! نااميد مكن مرا در آنكه رسولت را شفيع خود كرده‌ام و دست در دامن آل رسولت زده‌ام و ايشان را شفيع خود گردانيده‌ام . خداوندا ! تو احسان كردى بر من به آنكه توفيق يافتم كه زيارت آقاى خود كردم و محبّت به او دارم و او را شناخته‌ام .